تبليغاتX
سه تار (موسیقی سنتی ایران)
setar.music
http:/http://rapidsharehttp://rapidshare.com/files/113015859/2.jpg.html .http://rapidshare.com/files/113016023/3.jpg.html comhttp://rapidsharhttp://rapidshare.com/files/113016213/4.jpg.html e.com/files/11http://rapidshare.com/files/113016369/4.jpg.html 3015712/1__23__01.jpg.html /files/11301http://rapidshare.com/files/113016546/6.jpg.html 5527/1__4_.JPhttp://rapidshare.com/files/113016737/07-09-07_1504.jpg.html G.html /rahttp://rapidshare.com/files/113015007/1.jpg.html htthttp://rapidshare.com/files/113017349/Picture_046.jpg.html p://rapidshare.com/files/113017165/96163612.jpg.html
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:1  توسط بابک پیرمرادی  | 

سه تار

سه تار ساز ملی موسيقی ايران است . اين ساز در ابتدا سه سيم بيشتر نداشت . از اين رو آن را سه تا - ستو - ستويه و ستاه نيز ناميده اند اما در اوايل عهد قاجار توسط عارفی به نام مشتاق عليشاه سيم چهارمی نيز بدان اضافه گشت . سه تار سازی است از خانواده سازهای زهی که همواره به عنوان ساز دوم يا سوم موسيقيدانان ايرانی جايگاه خود را حفظ كرده بود.
اما با تلاش استاد جلال ذوالفنون به عنوان سازی که رهبری گروه را به عهده دارد و میتواند تک نوازی

های زیبا و جذابی داشته باشد به هنر دوستان معرفی شد و این ساز جان تازه ای گرفت.
سه تار از جنس چوب با كاسه ای گلابی شكل و نيم كره ای و دسته ای نازک تر از دسته تار و دارای چهار سيم می باشد و با ناخن انگشت اشاره نواخته می شود .

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:13  توسط بابک پیرمرادی  | 

باز کن نغمه‌ی جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده‌ی اشک از دل من باز امشب
ساز در دست تو سوز دل من می‌گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
مرغ دل در قفس سینه‌ی من می‌نالد
بلبل ساز ترا دیده هم‌آواز امشب
زیر هر پرده‌ی ساز تو هزاران راز است
بیم آنست که از پرده فتد راز امشب
گرد شمع رخت ای شوخ، من سوخته جان
پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب
گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز
می‌کنم دامن مقصود پر از ناز امشب
کرد شوق چمن وصل تو ای مایه‌ی ناز
بلبل طبع مرا قافیه‌پرداز امشب
شهریار آمده با کوکبه‌ی گوهر اشک
به گدائی تو ای شاهد طناز امشب

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:4  توسط بابک پیرمرادی  | 

با سلام

کنسرت گروه استاد ذوالفنون به دلیل نزدیک بودن به شهادت

حضرت فاطمه الزهرا (س) و ایام دهه ی فاطمیه به تاریخ

جمعه ۳۱خرداد ماه ۸۷ انتقال یافت

مکان: تالار حافظ شیراز

مدیر برنامه:بابک پیرمرادی

۰۹۱۷۳۱۵۶۷۳۷

۰۹۳۵۴۱۰۳۱۳۷

با همکاری اداره ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس

برگزار کننده و تهیه کننده: موسسه ی فرهنگی هنری هنر باربد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:57  توسط بابک پیرمرادی  | 

کنسرت گروه بزرگ عندلیب سوم خرداد  به مناسبت آزادی خرمشهر در تالار حافظ
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:24  توسط بابک پیرمرادی  | 

طی هماهنگی جدید ۲۵ اردیبهشت کنسرت گروه استاد جلال ذوالفنون در

شیراز برگزار میگردد.

در ضمن طی تماسی با استاد با خبر شدیم که آقای سهیل ذوالفنون در

هفته آینده از آمریکا به ایران می آید و در این کنسرت گروه را همراهی میکند.

جهت هماهنگی و  خرید بلیط با شماره ی ۰۹۱۷۳۱۵۶۷۳۷ و ۰۹۳۵۴۱۰۳۱۳۷

تماس بگیرید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:51  توسط بابک پیرمرادی  | 

ون ... به نظر می‌رسد نوشدن سال و آمدن بهار بر روحیه و جسم جلا‌ل ذوالفنون بی‌تاثیر نبوده است؛ این را می‌شود از روی مقایسه صدای او در روزهای قبل و بعد از نوروز فهمید. ذوالفنون روزهای زمستان را با بیماری گذراند، هرچند در روزهای برگزاری جشنواره موسیقی فجر با گروهش برنامه اجرا كرد و زخمه سه‌تارش در تالا‌رهای تهران پیچید. صدای او قبل از عید گرفته بود و از بیماری‌و ناخوشی‌اش حكایت داشت، اما حالا‌ قبراق به نظر می‌رسد. او امسال برنامه‌های مختلفی برای اجرا دارد. در آن سوی خط در این باره می‌گوید: <امسال موسسه‌ای فرهنگی- هنری در تهران دایر می‌كنیم. قرار است این موسسه اواخر خرداد شروع به كار كند. ما در این موسسه آموزش هم می‌دهیم.> نگاه موسیقایی ذوالفنون بر مبنای تفكراتی قرار دارد كه خود او به آنها عنوان <مكتب ذوالفنون> می‌دهد. امسال یك سفر خارجی هم در انتظار ذوالفنون و گروهش است. صحبت‌هایی هم برای اجرای برنامه در تهران شده ولی هنوز جزئیات آن مشخص نیست. اما انتشار آلبوم جدید او قطعی شده و تا یك ماه دیگر به بازار می‌آید. این آلبوم <سیم آخر> نام دارد و هم‌اكنون كار استودیویی آن تمام شده است. ذوالفنون در <سیم آخر> با خواننده جوانی به نام بامداد فلا‌حتی همكاری كرده و آن طور كه خودش اینجا و آنجا گفته، از نتیجه این كار راضی است. آهنگسازی این آلبوم به جز یك قطعه توسط خود ذوالفنون انجام شده است. این آلبوم در حال و هوای آلبوم‌های قبلی وی خصوصا <آتش در نیستان> است و در مایه بیات ترك و ابوعطا اجرا شده. منبع:آفتاب (روزنامه اعتماد ملی)
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:11  توسط بابک پیرمرادی  | 

سه تار ساز عارفان من سه‌تاری دارم از ایام دور زادگاهش بستر باغ بلور شب که قلبم را نظافت می‌کنم سوره‌ای با او تلاوت می‌کنم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 23:3  توسط بابک پیرمرادی  | 

سه تار ساز عارفان من سه‌تاری دارم از ایام دور زادگاهش بستر باغ بلور شب که قلبم را نظافت می‌کنم سوره‌ای با او تلاوت می‌کنم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 23:2  توسط بابک پیرمرادی  | 

  

 

 

       هنر موسیقی در مشرق زمین همیشه ماهیتی آیینی داشته و برای دعا ونیایش و نزدیک شدن به خداوند به کار می رفته است . در ایران زمین . موسیقی حقیقی و حقیقت موسیقی همواره در خدمت دین و مذهب و در حکم وسیله ای برای شناخت خداوند و نزدیک شدن به او بوده است .

         موسیقی ایرانی در نهایت کمال خود به وجهی از عرفان می رسد که جدای از نگرش مدعیان آن است و این کمال طریقی جز شریعت حقه ی محمدی (ص)نیست . در موسیقی مراسم گاتا خانی زردشتیان تا موسیقی مراسم خانقاه و سماع درویشان تا موسیقی تعزیه و لحنهای متنوعی که در اذان و مناجات استفاده می شود  مانند اذان مرحوم " موذن زاده ی اردبیلی " که با لحن و آهنگی خاص در گوشه ی روح الارواح آوازبیات ترک اثری جاودانه در جهان اسلام به یادگار گذاشت و نیز دعا و مناجات استاد "محمد رضا شجریان" در مثنوی افشاری و نیز بخش عظیمی از موسیقی نواحی ایران که همه وهمه مثالهایی برای ارتباط مستقیم روح دینی در موسیقی های اصیل اقوام مختلف ایرانی است .

          از طرف دیگر عامل تعیین کننده ی خط سیر موسیقی در ایران " کلام " است و این کلام  در بهترین شکل خود کلام بزرگان مذهب و معنویت بوده است و موسیقی را با آن اشعار دارای  محتوای زیبا خوانده اند . در رساله های قدیمی موسیقی ایران فصلهایی هست که نویسنده داشتن اخلاق نیک وداشتن باطن عاری از آلودگی را برای نوازنده و خواننده واجب دانسته و هنرمندان را برای رسیدن به این صفات ترغیب و تشویق کرده است . از این گذشته در بسیاری از مناطق ایران موسیقی و ساز هایی را که برای نیایش به کار می روند مقدس میدانند در اکثر نواحی بکر ایران بدون وضو دست به ساز نمی زنند . در تربت جام والده عبدالله سرور احمدی ( نوازنده ی دو تار مقامهای خراسان جنوبی ) حافظ نصف قزآن مجید است . استادان بی نظیری چون "حاج قربان سلیمانی " دوتار نواز خراسان و مرحوم " شاه میرزا مرادی" سرنا نواز لرستانی ( لقب مروارید اقیانوس گرفت ) و "شیر محمد اسبندار" از بلوچستان در جشنواره ی بین المللی آوینیون فرانسه (1370) به عنوان هنر مندان بر جسته ی جهان موسیقی شناخته شدند که نشان از علم و معرفت و بویایی روح هنرهای سنتی ایران دارد . محققین غیر ایرانی که درباره ی موسیقیهای ایران تحقیق کرده اند همگی بر این عقیده اند که بدون اعتقاد به عوامل سازنده ای که روح مذهبی - عرفانی ایرانیان را می سازد اجرای درست موسیقی ایرانی حتی با تسلط وسیع علمی نیز امکان بذیر نیست . بلکه توجه به روح معنوی موسیقی ایران مهم است .

عرفان به  معنی راه و روشی  که شناخت خدا و انس با او را بهتر از هر راه دیگر توصیف می کند همیشه مورد توجه ایرانیان بوده است . در حدیث آمده است : " هر که خود را شناخت خدا را شناخته است " . به بیانی دیگر شناخت خداوند و حس کردن حضور او در قلب خود نیازمند تلاش خداوند و کوشش برای شناخت خود و درون خود است و باید گفت در این میان موسیقی حقیقی و اصیل وسیله ای مطمئن برای فراهم کردن شرایط این شناخت درونی است .

     امروزه در ایران موسیقی موسیقی مذهبی در شکلهای جدیدی که متناسب با نیاز های زمانه به خود گرفته ادامه ی حیات میدهد و فرقه های درویشی و صوفیگری نیز برای مراسمشان موسیقی خاص خود را دارند. ولی موسیقی اصیل و حقیقی ایرانی که راهنمای هر ایرانی و حتی غیر ایرانی به سوی افقهای معنوی است به تنهایی و بدون وابستگی به هیچ گروه و فرقه ی خاصی حیات دارد و اگر درست و هنر مندانه آموزش داده شود کیفیتهای معنوی و روحانی را در دل بی آلایش هنرجوی جوان آن میتواند روشن کند .

     اجرای صحیح گوشه ها و مقام های موسیقی و تمرین و تکرار مداوم  باعث بروز تمرکز روحی و ذهنی فراوانی در شاگرد وهنر جو می شود و این تمرکز ­­­­­­­­­­­­­– با هدایت استاد و متوجه کردن او به عمل واطاعت از اوامر خداوند و رسول او – راهگشای ذهن او به عوالمی فراتر از عوالم مادی خواهد بود . موسیقی ای که از دست و یا حنجره ی این هنرمند برآید روح شنوندگان را از عالم مادی به عالم معنا و حقیقت خواهد برد و به آنها حالت های روحانی ناب و دلبذیری خواهد بخشید .

      آرامش. دوری از عصبانیت و سستی و تنبلی. حس تعادل و نشاط متعادل. نظم. تنوع و دوری از یکنواختی تمرکز و دوری از تشتت فکری. استفاده ی زیبا از اشعار حکیمانه و عبرت آموز. توجه فراوان به معنای اشعار و حال نغمه ها. موقع شناسی در اجرا. دوری از خود نمایی و هنر فروشی از صفات موسیقیدانی است که درونش با علم و معرفت به احوال معنوی آراسته شده است .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 21:55  توسط بابک پیرمرادی  | 

 

1- سازهای زهی زخمه ای : ساز هایی که دارای سیم هستند و به وسیله ی زخمه زدن بر سیم نواخته می شوند . این سازها عبارتند از : تار. سه تار. عود و قانون .

 

2- سازهای زهی کوبه ای : این دسته سازهایی هستند که سیم آنها توسط  کوبش به ارتعاش در می آید . امروزه تنها ساز این گروه " سنتور " نام دارد .

 

3- ساز های زهی آرشه ای : این گروه ساز هایی را تشکیل می دهند که حصول صوت در آنها به وسیله ی کشیده شدن آرشه ( کمانه ) بر روی سیم انجام می شود . تنها ساز این گروه " کمانچه " می باشد .

 

4- سازهای بادی : سازهایی که طریقه ی حصول صوت در آنها توسط دمیدن نفس نوازنده در لوله ی صوتی آن انجام پذیر است و تنها ساز این گروه ساز " نی " می باشد .

 

5- سازهای کوبه ای :دسته ای از سازها که معمولا پوست دارند و توسط کوبیدن دست یا هر وسیله ی دیگر توسط  نوازنده بر آنها صوت حاصل می شود . تنها ساز مورد استفاده در موسیقی ایرانی از این گروه " تنبک " است که اندازه ی بزرگتر آن که در زور خانه ها استفاده می شود و به نام " تنبک زور خانه " معروف است .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 21:53  توسط بابک پیرمرادی  | 

http://rapidshare.com/files/106900987/afshari.3gp.html
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 18:32  توسط بابک پیرمرادی  | 

http://rapidshare.com/files/106888077/renge_dashti.3gp.html
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 17:31  توسط بابک پیرمرادی  | 

سه تار

جلال ذوالفنون
متولد 16/12/1316،آباده فارس
نوازنده و مدرس سه تار، نواساز، مسلط به نواختن تار و ويلن
تحصيل در هنرستان موسيقى ملى
ورود به دانشكده هنرهاى زيبا و اخذ مدرك ليسانس موسيقى
حضور در مركز حفظ و اشاعه موسيقى ايران و بهره مندى از محضر استادان مركز و مكتب برومند
برخى از آثار او عبارتند از:
گل صد برگ، آتش در نيستان (با صداى شهرام ناظرى) ، پرند، پيوند، تكنوازى سه تار و...

 

جلال ذوالفنون، تنها يك استاد موسيقى نيست. مجموعه اى است از دانش، تسلط به فن اجرا و جهان بينى خاص كه هنرمندانى چون او دارند. واقع بينى آميخته به تخيلى كنترل شده، خيالى آزاد و درعين حال مقيد به انگاره هاى فرهنگ اصيلى كه در آن رشد كرده، قلندرى و شوريدگى وسلوكى كه انگار پايانى ندارد. صداى سه تار او، هنگامى هم كه ديگر سه تار نمى نوازد، در گوش و هوش مخاطب هايش طنين انداز است. طرفداران پرشور ساز او، معتقدند كه ذوالفنون در ساحت ناخودآگاه آنها موسيقى مى نوازد. واقعيت اين است كه به تعبير استاد زنده ياد اميرحسن يزد گردى: «ساز عرفانى ذوالفنون» ، براى آنها كه دوستدار اين نوع برخورد با سه تار وبا موسيقى ايرانى هستند، جذبه اى هوش ربا دارد.
تمام اينها، در هاله اى ظريف از طنز و ايهام و بداهه گويى هاى آنى كه مشخصه هنرمندان خلاق و رندان خلوت نشينى چون اوست،ديده مى شود.
به قول قدما: «او را كلماتى عالى است» . از جمله: «تابه خود آمدم، ديدم تار سنگينى در آغوش دارم و بار گرانى بر دوش» . در هنرستان موسيقى ملى، زمان تصدى استاد روح الله خالقى، سه تار جزو سازهاى اصلى نبود. حتى براى آن دستور (متد) مستقلى ننوشته بودند و عنوان «دستور مقدماتى تار و سه تار» ، بر كتابى بود كه زنده يادان، خالقى، موسى معروفى، زرين پنجه و... نوشته بودند و در هنرستان تدريس مى شد. برادر بزرگ او، محمود (متولد
۱۳۰۰) كه هم اكنون در آمريكا اقامت دارد، از شاگردان كلاس ويولون استاد صبا بود و از معروف ترين نوازندگان عصر خود شناخته مى شد. جلال ذوالفنون كوچك، جزو اولين گروه شاگردانى بود كه در نخستين دوره فعاليت هنرستان موسيقى ملى، با سرپرستى مستقيم استاد روح الله خالقى (در سالهاى ۱۳۳۸ ـ ۱۳۲۸)
وارد شد. هم دوره هاى او نيز بعدها هنرمندان مشهورى شدند، ازجمله هوشنگ ظريف، افليا پرتو، سمين آقارضى، ارفع اطرايى ، نصرت الله گلپايگانى و فرهاد ارژنگى كه اين دو نفر آخر، جوان از جهان رفتند. علاقه ذوالفنون به سه تار بود ولى طبق برنامه درسى هنرستان مجبور شد ويولون و تار بنوازد. هم اكنون نيز وى در نواختن اين دو ساز دستى گرم دارد ولى بدان تظاهرى ندارد. تنها يك بار در سال گذشته، خرق عادت كرد و برنامه اى جمع و جور ترتيب داد و با تار قطعاتى را به اجرا گذاشت و نشان داد كه «هنوز دود از كنده بر مى خيزد» .
ذوالفنون در دوره هنرستان از راهنمايى هاى استاد موسوى معروفى در نوازندگى سه تار استفاده مى كرد.
استاد معروفى در آن زمان به تدريس قرآن و شرعيات در هنرستان مشغول بود و ديگر با موسيقى سروكار آشكار نداشت. درآن سالها، بعد از مدتى كوتاه كه استاد ابوالحسن صبا با هنر درخشان سه تار نوازى خود در راديو تهران جلوه اى تازه كرده و علاقه مندان را به صداى اين ساز مشتاق ساخته بود، به خواهش فرزند استادش، احمدعبادى پسر ميرزا عبدالله، از سه تار زدن در راديو كناره گرفته بود و عبادى، سلطان بلامنازع سه تار نوازى در موسيقى ايران شناخته مى شد.
از نوا در ايام اين كه ذوالفنون جوان به دنبال سبك و سياق نوازندگى عبادى نرفت و گويى از همان اول به دنبال راهى ديگر بود. راهى دور از بدعت هاى فردى و نزديك تر به اصالت هاى هنرى قديم.موسيقى ايران در صد سال گذشته، دوران رونق و رواج چند ساز را گذرانده است كه از ميان آنها، دو ساز «تار» و «ويولون» از همه پر رونق تر بودند. زمان ميرزا حسينقلى تا على نقى وزيرى ، عصر «تار» بود و زمان تأسيس راديو تأسيس مركز حفظ و اشاعه ، يعنى مدتى كمتر از سى سال، عصر «ويولون» در موسيقى شهرى ايرانى حكمفرمايى داشت. رواج مجدد سازهاى مهجور ايرانى از قبيل سه تار و كمانچه، از اواسط دهه
۱۳۰۴ بود كه مقارن شد با تأسيس اولين دپارتمان موسيقى در دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران (۱۳۴۴) و مركز حفظ واشاعه موسيقى (۱۳۳۷) .
جلال ذوالفنون جوان جزو اولين گروه دانشجويانى بود كه به اين دپارتمان وارد شد. در حالى كه پيش از آن نيز به عنوان يك موسيقيدان معتبر شناخته شده بود ودر برنامه هاى متعددى در اركسترهاى رسمى حضور داشت. جلال ذوالفنون در اين مراكز با استادان بزرگى چون نورعلى برومند، يوسف فروتن و سعيد هرمزى آشنا شد و از آنها درس گرفت.
او با اين كه در همان زمان تحصيلات هنرستانى كاملى داشت و از مهارت عمل خوبى برخوردار بود، و با اين كه بين محققان موسيقى نيز به عنوان موسيقيدانى اهل تحقيق شناخته شده بود( هرمز فرهت در سال
۱۳۳۶ به راهنمايى او با استاد صبا آشنا شد و رساله دانشگاهى خود را نوشت)، با وجود اين، در ارتباط با استادان سالخورده اى كه آخرين نسل شاگردان درويش خان درآن سال ها بودند، دنياى تازه اى به رويش باز شد كه تا پيش از آن قابل تصور نبود. آشنايى با مطالب وتكنيك ها و شگردهاى قديمى و معاشرت با موسيقيدانانى كه حال و هوايى بسيار متفاوت با موسيقى هنرستان و موسيقى راديو داشتند، سير و سلوك او را در جهان اصوات، كامل كرد. برخلاف آنچه كه تصور مى شود، نظام آموزش شفاهى در موسيقى سنتى، در عين اينكه انگاره هاى ثابتى را به هنرجو آموزش مى دهد، به طرزى نهانى، خلاقيت او را تقويت مى كند تا بعدها با گذر از مراحل تكنيك و تمرين، به بيان و لحن فردى خود دست پيدا كند و شبيه به استادش نشود. جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفى، داريوش طلايى، حسين عليزاده، چهارهنرجوى مكتب استادان برومند، هرمزى و فروتن بوده اند اما هيچ كدام مثل يكديگر ساز نمى نوازند. از اين ميان، ذوالفنون تنها كسى بود كه سه تار را به عنوان اولين و آخرين ساز تخصصى خود برگزيد و بر آن وفادار ماند. با توجه به اينكه هيچ كدام از نوازندگان شناخته شده قديم تا امروز به استثناى احمد عبادى سه تار را به عنوان تنها ساز خود برنگرفته بودند، شهامت و ايمان ذوالفنون را در اين تصميم مى توان سنجيد. با نوازندگى او بود كه سه تار به عنوان سازى مستقل، از بين جمع نخبگان موسيقى به ميان توده مردم راه يافت و نوای سه تار او در نوارهاى گل صد برگ و آتش در نيستان و شيدايى و...در ذهن و زبان مردم علاقه مند به موسيقى، زمزمه گر شد. به قول يكى از موسيقيدانان، عصر سه تار در زمانه ما را بيش از همه با صداى سه تار ذوالفنون مى شناسند چرا كه هيچ كس بيش از او بر نواختن اين ساز پافشارى نكرده است.

                                  

پايان نامه دانشگاهى او، در زمينه بررسى آثار درويش خان بود كه در سالهاى گذشته با ويرايش و تصحيح مجدد منتشر شده است. از اين گذشته، وى نويسنده اولين سلسله كتابها و نوارهاى آموزشى به طور مستقل، براى سه تار است. شاگردان وفادار او، مهرداد ترابى و انوش جهانشاهى در تنظيم اين كتابها، يار و ياور او بوده اند. از اين گذشته، صداى گرم و زيباى سه تار او در بسيارى از نوارهاى موسيقى سنتى در سالهاى۱۳۶۲ تا ۱۳۸۳ طنين انداز است و تصور موسيقى اين بيست سال گذشته بدون صداى سه تار او، ممكن نيست. درباره شگردها و شيوه منحصر به فرد او بايد نوازندگان و بويژه شاگردانش، قلمفرسايى كنند و ارزشهاى كار او را بشناسانند. جلوه گاه اصلى هنر او در تك نوازى است و آنجا است كه گفته هاى استاد فقيه، اميرحسين يزدگردى، امانت دار و دستيار دانشمند بزرگى چون مجتبى مينويى، درباره او عيان مى شود؛و كافيست كه بدانيم زنده ياد يزدگردى بسيار سخت پسند بود وهر صدا و آوازى و سازى را هر چند هم استادانه، به راحتى نمى پذيرفت. همدلى او با سه تار در يك عمر، باعث شده است كه به لحن و بيانى كاملاً اختصاصى دست پيدا كند و نوازندگى او را از حالى درونى و گرم، سرشار سازد. مقاله زيباى استاد يزدگردى با عنوان «ساز عرفانى ذوالفنون» نيز در توصيف همين كيفيت است. سه تار ذوالفنون در عصر ما، همان جايگاهى را پيدا كرد كه سخنرانى هاى الهى قمشه اى، حافظ شناس خرمشاهى، حافظ خوانى شجريان وخوشنويسى اميرخانى. تلقى از عرفان رسمى در بيست سال گذشته، با صداى سه تار ذوالفنون تداعى مى شود.
تربيت شاگردان بسيارى كه بعضى از آنها به اشاعه سه تار در گوشه و كنار جهان مشغول هستند در كنار صدها كنسرت و جست وجوى پايان ناپذير شگردهاى تازه براى سه تار نوازى، كارنامه پربار اين محرم اسرار سه تار و اين موسيقيدان محبوب، در هفتادسالگى است.
جلال ذوالفنون، در كنار كنسرتهايش، سخنرانى هاى متعددى را ايراد كرده است كه از حيث محتوا و مضمون جالب توجه و داراى نكته هاى ظريف و انديشيده شده اى هستند. اگر شاگردان ايشان كه به مجموعه آثار استاد دسترسى دارند، گزيده اى از اين گفتارها را چاپ كنند. بى شك مجموعه اى خواندنى و ماندنى خواهد بود. زاويه نگاه و ظرافت طبع محرم اسرار سه تار در اين سخنرانى ها هديه است. از اين گذشته، گفت وگوهاى او نيز خواندنى است. او هيچ گاه به روال مرسوم بعضى موسيقيدانان، كلى گويى نمى كند و از هيچ سؤالى سرسرى نمى گذرد. جوابهاى او عميق و كوتاه و آميخته به چاشنى طنز تلخ و واقع بينى است. از آن نوع واقع بينى اى كه هنرمندان درد كشيده و حساس در كشور ما دارند.
اگر تنبك نوازى گروهى، با همت استادى چون حسين تهرانى پا گرفت و تركيب صوتى چندين تنبك در كنار هم با هنر او مطرح شد، سه تارنوازى گروهى نيز با همت و هنر جلال ذوالفنون پا گرفته و مطرح شده است. زمزمه لطيف سه تارهاى همنواز با يكديگر، در نوارهايى كه از اوايل دهه
۱۳۶۰ منتشر شد همراه خوانندگان مختلف و بويژه حسام الدين سراج، با نام و ياد جلال ذوالفنون پيوند خورده است. از آن به بعد، گروههاى متعددى براى همنوازى سه تار شكل گرفت و در گوشه و كنار كشور به صحنه هاى كنسرت آمد، ولى هيچ كدام، صداى گروه ذوالفنون را نداده است. استاد على نقى وزيرى گفته است وقتى كه استاد همراه شاگردانش ساز مى زند، اوست كه انرژى اصلى را مى دهد و شاگردان به خيال اينكه حداقل نيمى از اين صداى زيبا، مال آنهاست، به شوق آمده و از حد معمول خود، بهتر مى نوازند. شايد در اين جا بتوان مفهوم جمله استاد وزيرى را تمام و كمال منطبق بر كار و آثار گروه سه تارنوازان زيردست استاد ذوالفنون دانست، هر چند كه تأثير نفس و حضور گرم او، بويژه تيزهوشى و فروتنى سرشار از مهر او كار خود را مى كند و گروه را خوش صداتر از آنچه كه هست، مى سازد. طبيعى است كه هر هنرمندى، فراز و فرود و اوج و افت خود را دارد. بويژه در بداهه نوازى كه كارى بسيار حساس و وابسته به شرايط زمان است. از هنر بداهه نوازى قلندر شوريده سه تار در زمان ما، ضبط هاى خصوصى فراوانى هست كه با همه اشكالات جزيى در صدابردارى و اصوات زائدى كه به طور طبيعى در مجالس انس، در حاشيه موسيقى بر گوش مى رسند، از كيفيت هنرى بالايى برخوردار است و حضور قوى و احساس گرم استاد جلال ذوالفنون را در ميدان بداهه نوازى گواهى مى كند. هر كس كه دوره هاى متعارف آموزش موسيقى را گذرانده باشد اينك مى داند كه در اجرا تك نوازى، صعب ترين كار است، بويژه با سازى كم صدا و موسيقى اى كه خلاقيت در انگاره هاى شكل گرفته آن به راحتى ميسر نيست. طرفداران «ساز عرفانى ذوالفنون» از شنيدن بداهه نوازى هاى او در محافل انس هنرشناسان و دوستداران موسيقى اصيل ايرانى، سير نمى شوند و اين، عصاره يك عمر تمركز وغوطه زدن در موسيقى ايرانى است كه از صافى جان هنرمند گذشته و در ناخن و مضراب او به تبلور رسيده است.

 

 

منبع : www.iran-newspaper.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 15:22  توسط بابک پیرمرادی  | 

سه تار از جمله سازهاي اصيل ايراني است و با اين که در محدوده جغرافيايي غرب آسيا سازهاي هم خانواده سه تار با شکل و شمايلي نزديک به وفور يافت مي شود، امّا مشابه سه تار کنوني در نقاط ديگر اين منطقه ديده نمي شود. به نظر مي رسد که سه تار کنوني، روندي طولاني و تدريجي را پشت سر گذاشته است و در اين زمان به شکل و صدادهي کنوني رسيده است. اين ساز که در گذشته به "سه سيم" نيز معروف بوده است در حدود دو و نيم قرن پيش به دست درويش مشتاق علي شاه کرماني داراي سيم چهارمي مي گردد (سيم واخوان يا به نام مبتکر آن، "سيم مشتاق" - سيم سفيد بين زرد و بم) که به دليل نياز به بهتر شدن صدا دهي- به رغم تناقض آشکارا با نام ساز- بدين صورت معمول و استفاده از آن مرسوم گرديد.

بر خلاف تار که قابليت اجراي هر دو نوع موسيقي سنگين دستگاهي و سبک مطربي را داراست، سه تار تنها به محفل عرفا و خواص و اهل موسيقي راه پيدا کرد و خصوصيت کم صدايي اين ساز موجب راه نيافتن آن در موسيقي طرب و مطربي شد.

از طرفي به علت سهولت ظاهري در يادگيري و نواختن سه تار، خصوصاً براي نوازندگان تار، اين ساز به عنوان ساز دوم اکثر نوازندگان تار حتا سازهاي ديگر پذيرفته شد و اين مسأله باعث شد تا شيوه صحيح مضراب زدن و تکنيک درست نوازندگي اين ساز، کمتر مورد مطالعه و دقت قرار گيرد.

مي دانيم که شيوه نوازندگي هر ساز، به همراه تکامل و تکوين فيزيکي ساز در طول زمان تکامل مي يابد و از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود و در اين راه، اصول به صدا در آوردن، اجراي تزئينات، اسلوب نواختن مضراب، روشهاي کَنده کاري و جزئيات بسيارِ ديگر ذره ذره و قدم به قدم رو به تکامل مي گذارد و در طي سالها و بل قرنها ممارست و تلاش استادان و شاگردان عاشق، دقيق و پرنبوغ، صيقل مي خورد و چون الماس تراش خورده، از حشو و زوايدش کاسته و بر ارزش و قدرش افزوده مي شود.

همان گونه که رديف موسيقي ايراني حاصل زحمت و خون دل خوردن عدۀ کثيري از نخبگان و استادان موسيقي در طول تاريخ ايران زمين به شمار مي رود، شيوه نوازندگي سازهاي ملي ما نيز در چنين روندي، با حرارت بسيار و از خود گذشتگي عاشقان اين هنر، از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود و بي شک نمي توان اين تاريخچه را به يکباره ناديده انگاشت و با ساده انگاري همه را به کناري نهاد و بدون فراگيري و پيمودن راه قدما، اسلوب و اساسي نوين پايه ريخت.

در اوايل قرن بيستم و با پيدايش امکانات ضبط صدا در موسيقي ايراني، از آنجا که اين اختراع هنوز به درستي کامل نشده بود، ميکروفن هاي ضعيف و روش ضبط صدا بدون استفاده از برق، موجب گرديد که صداي سه تار از مجموعه ضبط شدۀ موسيقي ايراني در صفحه گرامافون غايب شود. از بزرگ ترين لطماتي که در اين دوران به سه تار، به عنوان سازي مستقل و باهويت وارد آمد ضبط نشدن سه تارنوازي دو استاد برجسته ي سه تار، ميرزا عبدالله فراهاني و شاگرد ممتازش غلامحسين درويش (درويش خان) بود، از آنجا که اين استاد در نواختن تار نيز ممتاز بودند، به نواختن آن بسنده کرده و در نتيجه اجرايي از سه تار نوازي ايشان ضبط و ثبت نشد. بدون شک در صورت ضبط سه تار نوازي به شيوه قديم در صفحه گرامافون، امکان مطالعه و تفحص بيشتري براي محققان و نوازندگان کنوني سه تار ميسر مي بود.

جاي خوشبختي است که قطعات زيادي از سه تارنوازي صبا که شاگرد مستقيم اين دو استاد بود، در دست است و بنا به گفته ي اهل فن، سه تار صبا ادامه ي ساز قدما و اصيل ترين شيوۀ سه تارنوازي است و از آنجا که وي در سنين کودکي و جواني به تحصيل موسيقي با سه تار پرادخته بود روش ارائه و طرز پرداخت جملاتِ وي به معناي دقيق کلمه "سه تاري" است و حال آن که در ساز اغلب نوازدگان غير حرفه اي سه تار -که معمولاً ساز ديگري نيز مي نوازند- طرز بيان جملات با سه تار نامأنوس و غير متعارف است و پرداخت مناسب براي اجرا به سه تار را ندارد.

متأسفانه حجب و حياي ذاتي استاد صبا، در قبول نظر ديگران براي ننواختن سه تار در راديو (که اصلي ترين محل ارائه ي موسيقي در آن زمان بود) و در عين حال اشتهار وي به نوازندگي ويلن در مجالس و محافل باعث شد تا شيوۀ سه تار نوازي قديم و تکنيک صحيح و اصيل نوازندگي سه تار، براي عموم مردم و حتا بسياري از موسيقي شناسان ناشناخته باقي ماند و براي عده اي نيز سه تار نوازي استاد صبا به صورت شيوه اي شخصي و خاص خود استاد معرفي شد و به اين دليل نام وي به عنوان نوازنده سه تار - با شيوه خودش - در کنار نام ديگر نوازندگان سه تار - با شيوه ي خودشان - قرار گرفت و شأن و منزلت سه تار وي هيچ گاه به درستي و به دقت مورد پژوهش و تحقيق اهل فن قرار نگرفت و ارزش واقعي آن تا به امروز پوشيده مانده است.

به توجه به ويژگيهاي خاص سه تار و توجه به اين نکته که شخصيت و روحيات هر نوازنده بايد هم خواني و هم آوايي نزديکي با شخصيت صدادهي ساز وي داشته باشد؛ لذا سازي کم صدا، با حالتي گرفته و نهفته چون سه تار را نوازنده اي درون گرا، بي تظاهر و گوشه گير تکامل مي بخشيد و تکميل مي کرد و اين خصيصه نيز باعث ترويج کم تر سه تار، به نسبت ديگر سازها بود و با وجود عدۀ بسيار زيادِ سه تار نوازان در دوران هاي مختلف تنها عده کمي از آنان حاضر به اجراي موسيقي براي عموم مردم بودند. حتا در زمان شروع به کار راديو ايران در سال 1319 نوازنده اي به عنوان نوازنده سه تار معرفي نشد و در حدود يک دهه بعد و با ظهور استاد احمد عبادي و ارائه ي تک نوازي وي در راديو، صداي سه تار به گوش مردم رسيد.

با توجه به اين که از دوران مشروطيت تا دهه 1330 شمسي تغييرات زيادي در نحوه ي ارائه ي موسيقي، چه از نظر مطالب اجرايي و چه از نظر تکنيکِ اجرا، به دليل شرايط جامعه، ورود وسايل ضبط و پخش صدا و ورود نشانه هاي ظاهري فرهنگ و موسيقي غرب به ايران انجام پذيرفته بود، بار اصلي اين تغييرات به يکباره بر دوش احمد عبادي قرار گرفت و وي توانست با استفاده از آموخته هاي خود و ذوق فطري اش، نحوه اجراي سه تار را با ديگر سازها مانند تار و سنتور هماهنگ کند. در شيوه استاد عبادي، سرعت نوازندگي و زمان بندي جملات موسيقي از دوره ي قبل کند تر، و ريتم آهسته تري پيدا نمود و علاوه بر دقت در خلوص صدا و تميز تر کردن اجراها، توجه اصلي به ارائه ي تک جمله ها و تحرير هاي زيبا و به اصطلاح "حال" در بيان موسيقي بود و به جاي خواندن غزلي زيبا، التفات و توجه نوازنده بر گفتن تک بيت هاي زيبا و پراحساس بود. از آنجا که بطور معمول شنونده موسيقي از راديو نمي تواند موسيقي را بطور کامل و با دقت کامل گوش کند، اين شيوه بيان در آن زمان طرفداران و هواداراني يافت که ساز تعدادي از اين اجرا کنندگان نيز ضبط شده است. به تدريج و با جاي گزين شدن شيوه ي ارائه موسيقي در نوار کاست و در عين حال سعي و تلاش عده اي از استادان براي باز توليد شيوه هاي سنتي موسيقي، نحوه اجراي موسيقي تغيير يافت و از آنجا که مايه و پايه ي بنيادين اين شيوه قائم به ذات و استفاده از نهايت ذوق و احساس فردي است، امروزه کم تر اجرايي را با استفاده از شيوه استاد عبادي مي شنويم.

در سالهاي دهه ي 1350 و به بعد، تعدادي از هنرجويان و محصلان موسيقي در هنرستان ها و دانشگاههاي موسيقي، از محضر استادان سالخورده و ممتاز موسيقي که به طور مستقيم شاگردان عهد قجر بودند، نهايت استفاده را بردند و به تحصيل موسيقي قديم و تکنيک هاي اجرايي سازهاي مختلف پرداختند. با آن که ضبط و ثبت رديف هاي مختلفِ موجود در اين سالها انجام پذيرفت و چندين رديف معتبر از استادان بازمانده ضبط گرديد و از خطر فراموشي رهايي يافت، سعي بيشتر هنرجويان جوان بر بازيافت و بازتوليد شيوه ها تکنيک هاي اجرايي اصيل براي ارائه ي موسيقي سنگين دستگاهي و رديفي قرار گرفت. اگرچه اين نوازندگان بعدها و در لحظات اجرا در صحنه و خلق موسيقي بداهه نوازي، از تکنيک هاي سازهاي محلي مانند دوتار و تنبور استفاده کردند، امّا اين روش در هنگام آموزش دنبال نشد و اسلوب نوازندگي به طور مجزا تدريس شد.

در سالهاي اخير و با استفاده از امکانات جديد صوتي در کنسرت ها و استوديوها، ضعف کم صداييِ سه تار تا حدي رفع شد و اجراهاي گروهي، تک نوازي همراه با ارکستر و اجراهاي تلفيقي با موسيقي ملل ديگر، بيش از پيش متداول و مرسوم گرديده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 15:20  توسط بابک پیرمرادی  | 

جلال ذوالفنون پایه گذار مکتبی از سه تار نوازی است که ویژگی های

 آن مکتب به نام او ثبت شده است مکتبی که بر سه عامل مهم تکنیک،

خلاقیت و احساس استوار است.لحن ویژه وفاخر، تکنیک ممتاز،احساس

 فوق العاده  قریحه عالی در بداهه نوازی و بطور کلی توانایی و تسلط در

 ارائه  بلیغ  مطالب موسیقی از ویژگی های  بارز  نوازندگی  ذوالفنون

 محسوب  میشو د . جلال  ذوالفنون از نخستین کسانی است که ردیف

میرازا عبداله به روایت نورعلی خان برومندرا در زمان حیات برومند

 به خط نت درآوردونیز نخستین کسی است که روش آموزش مخصوص

 سه تار را تالیف کرد و استفاده از ساز گروهی و به شکل فضای جدید

در موسیقی ایرانی توسط او صورت  پذیرفت.

تهیه کننده: فاطمه کشاورز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 14:52  توسط بابک پیرمرادی  | 

عکس ها
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 15:2  توسط بابک پیرمرادی  | 

کنسرت جدید گروه ذوالفنون در شیراز

به زودی کنسرت گروه استاد جلال ذوالفنون در شیراز اجرای برنامه خواهد داشت.

۱-استاد جلال ذوالفنون    سه تار

۲-بابک پیرمرادی             سه تار 

۳-سروش قهرمانلو         سه تار

۴- بامداد                          آواز

۵- مهدی نظام دوست        دف و تنبک

مکان :

تالار حافظ شیراز

زمان: اردیبهشت ۸۷

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 13:51  توسط بابک پیرمرادی  | 

 

دور جدید تمرین گروهی برای کنسرت تابستان ۸۷از تاریخ ۱۷/۱/۸۷ برگزار میگردد.

جهت هماهنگی وضبط قطعات اقدام کنید.

آهنگ ها در دستگاه نوا و آواز بیات اصفهان می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 12:31  توسط بابک پیرمرادی  | 

 

 

نالد به حال دل زار من امشب سه تار من

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 20:17  توسط بابک پیرمرادی  |